ذاهب

دریافت کد گوشه نما

السلام علیک فی آناء لیلک و اطراف نهارک..

...

96/05/28 14:34‎

حس پیرزنی پنجاه ساله را دارم که نشسته و تکیه اش را داده به آن پشتی های قرمز رنگ قدیمی که رویش لوزی های مشکی دارد و با حسرت روز های جوانی اش را مرور می کند. آرام و با تردید، دانه به دانه خاطراتش را از صندوقچه دلش بیرون می کشد؛ عکس های رنگ و رو رفته ی سیاه و سفید را می بیند و هر از گاهی هم با خودش زمزمه می کند : «بچه بودیم؛ خام بودیم؛ چی می دونستیم زندگی چیه؛ چی می دونستیم حرف بزرگتر چیه.» و بعد هم بلند آه می کشد. حس پیرزنی پنجاه ساله را دارم که شانه هایش زیر کوله باری از تجربه خم شده و هنوز که هنوز است سفره دلش را برای هیچکس باز نمی کند. حس پیرزنی پنجاه ساله را دارم، با آن لبخند تلخ و شیرین همیشگی اش..

  • 96/05/28

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.